آخرين مطالب

پس از پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم).... تحلیلی بر
انحراف امت پس از رحلت نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه واله وسلم)
حجة الاسلام سيد محمد حسن لاجوردى


بسمه تعالی
انحطاط انصار
براستی انصار و این همه انحطاط؟

سقیفه یعنی محل تجمع انصار، به نظر می رسد که وضعیت انصار را می بایست در اواخر عمر گرامی رسول خدا صل الله علیه و اله تحلیل کرده و در صدد یافتن علت تغییر این گروه درآمد. افرادی که تا قبل جان برکفان برای رسول خدا بودند. و همه هستیشان را برای رسول خدا خرج می کردند، ولی رفته رفته در اواخر عمر رسول گرامی اسلام ، تبدیل شدند به یک حزب قدرت طلبی که خواهان رسیدن به حکومت هستند، به راستی علت این تغییر چیست؟
«انصار افرادی بودند که وقتی هجرت شکل گرفت ، و مهاجرین تازه از مکه به مدینه هجرت کرده بودند و خانه و کاشانه نداشتند و به تقویت مالی و روحی احتیاج داشند ، انصار با دعوت آنان به منازل خود و حتی تقسیم دارایی خویش با مهاجرین ، پیوند عمیق خود با رسول خدا را نشان دادند.» ( سهیلی - الروض الانف .۴/۱۷۸) و حتی در جنگ احد که مسلمانان با شنیدن شایعه قتل رسول خدا صلی الله پا به فرار گذاشتند ( دیار بکری تاریخ الخمیس ۱/۴۳۰) مورخین بر این عقیده اند: از این که از مهاجرین فقط چهار نفر شهید شدند ، می توان نتیجه گرفت که گویا انصار از بسیاری از مهاجرین بهتر پایداری کردند - این گروه ( انصار ) جان فشانی ها و جان نثاری های زیادی از خود نشان دادند- در جنگ بنی نظیر وقتی که آنها تسلیم شدند و نوبت به تقسیم غنائم رسید، ( چون بدون جنگ و درگیری به دست آمده بود، فَي بود و از خالصه رسول خدا صلی الله علیه و آله به حساب می آمد) حضرت دستور دادند که انصار را جمع کننده و برای آنان سخنرانی کرد و از محبت های انصار به خویش گفتند و سپس فرموند: اگر مایل باشید انچه را خداوند از بنی نظیر به من غنیمت داده، میان شما و مهاجران تقسیم کنم و یا همه رابه مهاجران بدهم، تا آنها از خانه های شما بیرون بروند؟ کدام را بر می گزینید؟!
سعد ابن عباده و سعد بن معاذ گفتند ای رسول خدا همه را بین مهاجرین تقسیم کن و آنان همچنان در خانه های ما بمانند ( واحدی ۱/۳۷۹) . انصار با این کارنامه درخشان، چه شد که عامل اصلی به راه افتادن سقیفه شدند؟ علت این همه انحطاط چیست؟
برخی این گونه تحلیل کرده اند که انصار وقتی با این نکته مواجه شدند که رسول خدا صلی الله علیه و آله هم مانند همه انسان ها از این دنیا با مرگ به دنیای دیگر منتقل می شود، و قریش در صدد تصاحب جایگاه رسول الله است، چاره را در این دیدند که پیش دستی کرده تا قریش به قدرتی نرسند - این تحلیل نمی تواند دقیق باشد - چرا که کمک هایی که انصار به رسول خدا کردند، خیلی وقت قبل باعث حذف قریش شده بود و پیش تر از این اگر قریش نابسامانی راه می انداخت انصار او را با شمشیر ساکت می کرد قریش در آن ایام ابهتی نداشت، چرا که این ها جماعتی هستند که رسول به ایشان گفته « إذهَبوافَأنتم الطُلَقاء » ( ابن اسحاق ۴/۵۴) اینان همان هایی هستند که رسول خدا بر این ها منت گذاشته و آزادشان کرده پس این جواب مناسبی نمی تواند باشد و این سوال همچنان باقیست که علت دگرگونی این گروه چیست؟
ظاهرا شروع انحطاط انصار در جنگ حنین بوده است رسول خدا پس از فتح مکه تصمیم به سرکوبی هوزان و ثقیف گرفت و با دوازده هزار نیرو به سوی حنین حرکت کرد، که ابوبکر از فزونی سپاه اسلام، دچار شگفت و غرور شد و گفت امروز از کمی سپاه شکست نخواهیم خورد ( ایه ۲۵ سوره برائت به این مطلب اشاره دارد) در دره حنین دشمن سپاه اسلام را غافلگیر کرد و در سحرگاهان بر مسلمانان یورش بردند و همه را تیر باران کردند ( واقدی - ۳/۸۹۵)

سپاه اسلام و نتوانست تعادل و ثبات خود را حفظ کند نخست بنی سلیم که به فرماندهی خالد ابن ولید در مقدمه سپاه بودند، پا به فرار گذاشتند، پس از آنها اهل مکه و سپس عموم مسلمانان بسیاری از مورخان از جمله شیخ مفید در کتاب ارشاد صفحه ۷۴ نوشته است: همه مسلمانان فرار کردند جز ۹ نفر از بنی هاشم و دهمین نفر ایمن ابن ام ایمن بود که شهید شد در نهایت با پیکار و نبرد قهرمان حنین علی ابن ابیطالب با ابو جرول و کشته شدن ابوجرول توسط امیرالمومنین سپاه دشمن رو به هزیمت گذاشت. وقتی زمان تقسیم غنائم فرا می رسد، انصار ناراحتند که چرا پیامبر صد تا صد تا شتر و چهل تا چهل تا اوقیه طلا و نقره به امثال ابوسفیان و صفوان ابن امیه و ... می دهد؟ ( روایت ابن اسحاق ۴/۱۴۱) و به رسول خدا اعتراض می کنند چرا که رسول و کارهای او را مانع دنیای خود می دانند و می فرمایند: « حَطَّ الها نورَهم » خداوند نورانیت را از انصار گرفت. آری به راستی گاهی توان برخورد و حفظ حدود در روزهای پیروزی به مراتب دشوار تر و سخت تر است تا ایستادگی در مقابل دشمن در روزهای جنگ !!! امام باقر علیه السلام سر منشاء انحطاط انصار را در جنگ حنین می داند، و می فرمایند و این نکته از اهمیت ویژه ای برخوردا است که این جماعت (انصار) آمادگی رویارویی با جنگ و سختی را داشتند - ولی آمادگی روزهای پیروزی را نداشتند - و دچار رفاه طلبی و دنیازدگی شدند.
بدین جهت است که وقتی مسلمانان از پیکار و جنگ می آمدند، پیامبر این جمله را می فرمودند « مرحبا بقوم قَضّوا عنهم الجهاد الاصغر و بقی علیهم الجهاد الاکبر » جایی که دشمن صف آرایی می کند. روحیه های انقلابی و پر شور آمادگی برخورد دارند. اما در موقعیتی که ما مسلط شدیم و قرار است مسئولیت ها تقسیم شود. پیکار بسی دشوارتر است، زیرا این جا جایی است که دشمن پنهان می شود و در درون خود انسان است.
اما علتی دیگر را می توان در علل انحطاط انصار بر شمرد این است که از دست رفتن و شهید شدن بزرگان و نیروهای کلیدی و تاثیر گذار، باعث ضعف در انصار و کاهش انگیزه شده است، به عنوان مثال، سعید ابن معاذ که فردی فوق العاده تاثیر گذار بر انصار بوده قبلا شهید شده است و مصعب ابن عمیر که باعث مسلمان شدن عده زیادی از انصار و معلم قران انصار بوده است، در جنگ احد شهید شد و طرفی افرادی که باقی مانده اند و خود را بزرگ انصار می دانند مانند سعد بن عباده، دنیا زده و رفاه طلب شده اند، از طرف دیگر در درون انصار هم اختلافات داخلی وجود دارد، مانند درگیری هایی که بشیر ابن سعد با سعد ابن عباده دارد و همه این عوامل باعث تزلزل انصار است انصاری که در اول شعارشان ( لا نبایع الّا علیا) بود ولی زیاد بر سر حرف خود نماندند حال انسان متوجه می شود که چرا انصار در سقیفه جمع می شوند، و با یک وعده ( منا امیر و منکم وزیر) راضی و قانع می شوند و در سقیفه از بقیه هم زودتر بیعت می کنند چرا که مبتلا به عافیت طلبی و محبت دنیا شده اند بخصوص بزرگان و افراد تاثیر گذار آنها.
تالیف حجت الاسلام سید محمد حسن لاجوردی