آخرين مطالب

سر مکنون...تحلیلی بر سیره عملی امام سجاد(علیه السلام) (قسمت دوم)
استاد سید محمد باقر هاشمی شاهرودی

سر مکنون الهی

این ها همه برای این است که امام سجاد مخفی بماند و کسی نتواند امامت ایشان را حدس بزند و هیچ نمودی از ایشان نباشد، حتی از لحاظ ظاهری هم آن قدر نحیف و مریض هستند که به چشم کسی نمی آیند. حتی امیرالمومنین، امام حسن و امام حسین صلوات الله علیهم نسبت به ایشان طبیعی برخودر می کنند و تبلیغی روی شخصیت ایشان انجام نمی شود. شاید یکی از دلایلی که امام حسین علیه السلام نام سه تن از فرزندان خود را علی گذاشته بود، همین باشد که بقیه امامت، در میان این سه علی مخفی باشد و دشمن با خیال کشتن حضرت علی اکبر که همه نگاه ها به عنوان امام بعدی، معطوف آن جناب بود، در این خیال بمانند که رشته امامت را بریده اند و در این میان، حضرت سالم بمانند. در حالی که شخصیتی مانند امام کاظم علیه السلام با وجود زندان ها و مشکلات فراوانی که متحمل شدند، در زمان خودشان، فرزند خود علی بن موسی الرضا علیه السلام را به نحو علنی و آشکار معرفی می کنند.

ملاحظه می شود امام سجاد این چنین حفظ می گردد و وجود مبارکشان برای حفظ شجره نبوت و امامت باقی می ماند. حتی حضرت پس از بازگشت از واقعه سهمگین عاشورا به مدینه نیز، در ابتدا خوشان را تبلیغ نمی کنند بلکه آرام آرام توانمندی های خود را برای مردمان ارائه می دهند و بعد مردم به ایشان روی می آورند.

امام باقر علیه السلام می فرمایند:

پدرم علی بن حسین بعد از شهادت پدرش سیاه چادری بر پا ساخت و در بیابان قامت گزید و چندین سال در این چادر اقامت گزید و از مردم دور بود.... کناره گیری امام سجاد از اجتماع آن روز، عملی کاملا مطابق با مصلحت زمان بود، زیرا حاکمان اموی در پی نابودی رکن مهم دین، یعنی عترت پیامبر بودند و این هدف را با کشتن امام حسین علیه السلام و یاران باوفایش و اسیر کردن خاندان آن حضرت به اجرا گذاشته بودند. اکنون نوبت امام سجاد علیه السلام تنها بازمانده عترت پیامبر بود. در تمام کره خاکی، کس دیگری نبود که ادعا کند فرزند حسین بن علی علیه السلام و از اهل بیت رسول خدا و شایسته امامت است. امامت این تنها بازمانده نیز باید مخفی شود، چرا که هم بدون حامی و یاور واقعی است و هم در معرض اتهام مخالفت با نظام حاکم. حکومت، او را به شدت زیر نظر دارد و منتظر بهانه ای است تا او را نیز از میان بردارد و شیعیان و پیروان امیرالمومنین علی صلوات الله علیه را بی رهبر کند. بنابراین لازم است که امام، برای حفظ خویشتن که واسطه فیض و هدایت الهی است، گام بردارد.

به همین جهت امام سجاد علیه السلام چندی از اجتماع مردم کناره گرفت و ارتباطش را بسیار محدود کرد تا حساسیت حکومتیان نسبت به او کم شده و زمینه برای فعالیت آن حضرت فراهم شود. آن حضرت با توجه به علل فوق و نیز با توجه به وصیت جدش، که از ناحیه خدا رسیده بود، کناره گیر را اختیار کرد. چنانکه بنابر نقل امام صادق علیه السلام وقتی امام سجاد علیه السلام عهده دار امامت شد، مهر از وصیت جدش پیامبر برداشت و دید که در آن به او خطاب شده است: « یا علی اطرق و اصمت: ای علی: (وقتی عهده دار امر امامت شدی) چشم از خلق بپوش و ساکت باش»

همه این قرائن حاکی از آن است که دوران استقرار ایشان، دوره پیچیده ای است، بنی امیه نیز در تلاش اند تا جامعه را به زمان جاهلیت بازگرداندند و نام رسول خدا صلی الله علیه را از مأذنه ها حذف کنند که همه این امور، در واقع طرح های معاویه بود که در حال اجرا به دست اذنابش بود. واضح است که در چنین شرایطی حفظ امام بعدی باید با دقت و پیچیدگی هایی همراه باشد تا از نظر دشمن دور بماند.

این روند حفظ امام چنان پیچیده است که امام حسین علیه السلام نیز قبل از شهادت، خواهر خود را به وصایت معرفی کردند تا باز امام سجاد علیه السلام مخفی بمانند و شناخته نشوند و حتی حضرت، در مسیر شام، پاسخ سوالاتی را که از ایشان می شود، به عمه مکرمه شان حضرت زینب احاله می دهند. یعنی تصرفات و هدایت گری امور در ید امام سجاد علیه السلام و در پوشش و لسان حضرت زینب علیها السلام محقق می شد.

جامعه شیعی در زمان امام

از دیگر سو زمان امام سجاد علیه السلام، زمان به ذلت کشیده شد بنی هاشم از لحاظ اقتصادی و اجتماعی است.

بنی امیه چنان اهل بیت علیهم السلام و شیعیان را در مضیقه قرار دادند که آنها مجبور شدند برای لقمه نانی دست نیاز به سوی دیگران و حکومت دراز کنند. حتی از تخریب خانه ها و مصادره اموال نیز دریغ نکردن، به صورتی که چون از سوی مختار برای حضرت سجاد علیه السلام امول فراوانی ارسال شد، حضرت ابتدا اقدام به بازسازی خانه های بنی هاشم که از سوی امویان تخریب شده بود، نمود.

جعفر مرتضی عاملی می نویسد:

« بزرگان آل علی برای حداقل معاش و حفظ جان و آبروی خود بالاجبار در اوقات معین، دسته جمعی در دارالحکومه حاضر می شدند تا حکومت انان را در موضع مبارزه و قیام تلقی نکند و به بهانه آن، رفاتر وحشیانه و بی رحمانه در پیش نگیرد. بدین ترتیب حکومت، شخصیت های بنی هاشم را به حصیل قوت لایموت مشغول می داشت و هم و غمّ آنان را معطوف و به نفع خود استفاده سیاسی میکرد.»

این همان سایست معاویه بود که به همه استاندارانش فرمان داده بود هر کسی که علی و خاندانش را دوست دارد نامش را از دفتر خط بزنند و عطایش را قطع نمایند. آن قدر فقر به آن ها هجوم آورده بود که توان برپا کردن مراسم ازدواج برای پسران و دختران خود را نداشتند. یعنی تا این حد زندگی به ان ها سخت گرفته شده بود. بار همه این امور بر عهده امام بود. امام باقر علیه السلام درباره پدرش می فرمود: « پدرم عهده دار مخارج صد خانوار از فقرای مدینه بود...»

همچنین در نقلی دیگر، حضرت هنگام حمله سپاه شام به مدینه نزدیک به چهارصد خانواده را تحت پوشش و حمایت خود قرار داد که شاید بعضی از آنان خانواده کسانی بودند که در روز عاشورا به شهادت رسیده بودند.

این تحقیر های اقتصادی و اجتماعی باعث شد که بنی هاشم در اجتماع چنان بی پشتیبان بمانند که هیچ مجالی برای برپا شدن، در وجودشان پیدا نشود.